مرداد
من ناله ی نوزادی هستم در ابتدای یک تولد یا آه مردی خنجر به پشت که به صورت عزیزش خیره مانده است …؟
من گم شده ام
نام
ایمیل
وب سایت
------------------------
فتوبلاگ مسافر آگاهانه یادداشتهای یک فریب خورده آنگیل مرور آثار بهرام بیضایی این سوی خیابان سایه ی گمشده خاتون واژه گان ناگفته پایانم دیشب در ضمیر تنهایی عادت می کنیم بانوی مرداد ۴۸ نامه های بی مخاطب حرفهایی برای خدا کوتاه از دلدادگی نوستالوژی خورشید خانوم شب و هذیان و باران من و تنهایی ذهن خاکستری جاده خاکی
اعتقاد داشت که توی زندگی باید اینقدر منعطف باشی که کسی نتونه بشکنتت … گره اش زدن ! دیگه به هیچی معتقد نیست !