بهمن
۲۶بهمن
۲۴موضوع : (ایستگاه) | نویسنده : مسافر | در تاریخ : ۲۴-۱۱-۱۳۸۸
از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز
از دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام
تنها و دلگرفته ، بیزار و بی امید
از حال من مپرس که بسیار خسته ام
{ محمدعلی بهمنی }
بهمن
۱۰موضوع : (ایستگاه) | نویسنده : مسافر | در تاریخ : ۱۰-۱۱-۱۳۸۸
بهمن
۱۰دورترین جای جهان !
موضوع : (شعر) | نویسنده : مسافر | در تاریخ : ۱۰-۱۱-۱۳۸۸
می توانستیم
می خواستیم
می شناختیم
راهمان را
رفتن را
ندیدن را
اما
نتوانستیم بشناسیم خواستن ها را
اینگونه رقم خورده روزگارمان
من نخواستم
تو توانستی
و فردا را نشناخته
کوله بار بر دوش راهی شدیم
گم شدیم
حالا می شناسی دلتنگی را ؟
می توانی بروی بی آنکه بخواهی ام ؟
ببینم ….
دورترین نقطه جهان کجاست
وقتی خاطره های لعنتی همه جا را شبیه هم کرده است ؟!