دی
۲۳دی
۲۲موضوع : (ایستگاه) | نویسنده : مسافر | در تاریخ : ۲۲-۱۰-۱۳۸۸
تنها کاری که مانده همین است ….یقه ی پالتو ام را بالا بکشم … پکی به سیگار بزنم و بگویم : وقتش رسید ….بعد آرام آرام دور شوم !
دی
۲۲پنج وارونه !
موضوع : (شعر) | نویسنده : مسافر | در تاریخ : ۲۲-۱۰-۱۳۸۸
پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسید
من به او خندیدم
کمی آزرده و حیرت زده گفت
روی دیوار و درختان دیدم
باز هم خندیدم
گفت دیروز خودم دیدم پسر همسایه
پنج وارونه به مینو میداد
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسید
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم
بعدها وقتی غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بی گمان می فهمی
- پنج وارونه چه معنا دارد
( شاعر : ناشناس )
دی
۱۷دستم را که رها کردی …
موضوع : (شعر) | نویسنده : مسافر | در تاریخ : ۱۷-۱۰-۱۳۸۸
تو را گم کرده ام
باور ندارم رد پایت نیست …
چراغ راه خاموش است
و نور چشم تو دیگر
سراب راه بی فرجام تنهایی
نخواهد بود
تو را گم کرده ام
در کوچه های بی سرانجامی
چه نا فرخنده انجامی ….
سرانجامی … !
تو را گم کرده ام اینک
در این غوغای ناکامی
صدای خنده ات
اما
میان بازوان دیگری گوید ……
میان دست های این غریب آباد
تو پیدایی …..
و من گم بوده ام با تو …. !
دی
۱۲موضوع : (ایستگاه) | نویسنده : مسافر | در تاریخ : ۱۲-۱۰-۱۳۸۸
مدتی است که فقط خواننده نوشته های دوستان هستم . نمی نویسم اما . مدتی است که برای هیچ کس چیزی ننوشته ام . دلایلی دارم لابد برای خودم ! اما می خوانمتان …. همیشه !