این روزها ….

موضوع : (روزگار) | نویسنده : مسافر | در تاریخ : ۳۱-۰۱-۱۳۸۸

دردی مهربان می خواهم؛

نه زخمی

که زبان برنیاید؛

دستها،دستی نیابد؛

و قدم ها نتواند؛

نه !

… مرگی مهربانتر می خواهم !

{ …. از علیرضا کلاهجیان عزیز }

موضوع : (ایستگاه) | نویسنده : مسافر | در تاریخ : ۲۸-۰۱-۱۳۸۸

صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش . . .

نه … نیست

موضوع : (روزگار) | نویسنده : مسافر | در تاریخ : ۲۶-۰۱-۱۳۸۸

شیار زخم است این

روی صورتم

لبخند نیست

که در هجوم تاتار عشق

فرمانروای مطلق سرنوشتم بودی

نه

لبخند نیست این ….

موضوع : (ایستگاه) | نویسنده : مسافر | در تاریخ : ۲۳-۰۱-۱۳۸۸

آلبر کامو : سکوت اختیار کردن یعنی که ما به خود اجازه این باور را بدهیم که عقیده ای نداریم ، که چیزی نمی خواهیم

خفگی

موضوع : (روزگار) | نویسنده : مسافر | در تاریخ : ۲۳-۰۱-۱۳۸۸

ساعت کوکی ام زنگ می زند باز

کابوس ها شروع می شوند

ساعت کوکی ام را مدت هاست کوک نمی کنم دیگر

کابوس هایم همیشگی شده اند

انتظار

تنهایی

ساعتی که جان می کند

ساز نا کوک زمانه

و کابوس هایی که همیشه تکرار می شوند

پسرک ، تنها مسافری بود بر روی جاده خلوت زندگی